دلتنگی خاکی

تو خونه تون شیعه باش...مسیحی باش...گاو پرست باش...قران بخون...بت پرست باش..اینجا که میای ادم باش...

یه روز به دنیا اومدم بی اونکه بخوام بی اونکه علاقه ای به این خاک داشته باشم

خاکی شدم و به رنگ خاک به زندگی وارد شدم نه خواستم ببینم نه خواستن ببیننم

راه رفتم و دیده نشدم حتی مادرم روز تولدم را به یاد ندارد

تمام مدت بودنم در زمین سکوت کردم ...بی صدا نه دیده شدم نه مهم بود که ببینم

نه خواستم که دیده شوم ......هیچ کس برای شنیدن صدای این زندانی زمین وقت نداشت

خسته شدم بس که ازم خواستن نگم..........نکنم.......نشنوم.......همه ی اینها جرم بود.........حالا با یه مجرم طرفی که پر شده از نکن ها نخواستن ها نشدن ها......

کجا برم ؟به کی بگم پشت این خنده ی  عمیق  یه درد بزرگه.......

به کدوم ستاره بگم تا صدام توی اسمون پخش بشه من تنهام من خسته ام من با همه هستم و با هیچ کس نیستم.........خفه خون گرفتم........اسم تو باعث شد درد بزرگمو به یاد بیارم درد بزرگ انسانه بی صدای امروز ....در این روزگاری که رسانه ها برای فروش خود مینویسن و شبکه ها برای دیده شدن خود میسازن من برای گفتن درد هام جایی رو ندارم.......

پر از سکوتم پر از فریاد و خفه خون گرفتم.........

نه صدایی دارم نه نگاهی نه دیده میشم نه میبیننم

خسته ام توی تاریکی قدم میزنم و همه جا پر از یک هیس بزرگ شده.............

من خفه در خوده خودم......

خفه خون عزیزم.....روزهاست که سکوت کرده یی ..روزهاست که صدای خفه در گلویت شنیده نمی شود......

تو نیز بیماری مرا گرفته یی بیماری بی صدا شدن......

دکتر روزهای قبل به من گفت که بی صدا باشم....پر از سکوت.....میدانی چرا؟

صدای در سینه حبس شده ام در حنجره به سرطان تبدیل شده......

نباید بنوشم....نباید بکشم...نباید بزنم.......

این نبایدها را به ندیدن و نشنیدن و نخواستنم اضافه کنید.........

هر نوشیدنی داغ.....هر نوشابه ی الکل دار.....

هر فریادی.....هر سیگاری...هر دودی.....هر جیغی......

خفه خون عزیزم ....من تارهای صوتی ام را در راه ازادی از دست دادم

من حنجره ام را برای ازادی گذاشتم......

اما کجاست ان ازادی وعده داده شده.........

من تنها....غمگین غبار زده....جاده های خیالم را دور میزنم.....من...خاکی....من الوده به ویروس دموکراسی.......

برای باخت....همان صدا را دارم که با تمام وجود بازگشتت را فریاد میکشم.....

کجایی؟

پی اس:من و تصور کنین بی صدا.....مهم نیست شما که با زبونم سر و کار ندارین من مستقیم از مغزم مینویسم....پس درک نمیکنین...

غصه نخورین فعلا باید پیشگیری کنم و شاید هیچیم نباشه....اما من صدای بالا دیگه ندارم....

یعنی از تارهای صوتیم فقط صدای پایین مونده....بالایی ها از بین رفتنقهقهه

پی اسانه:هیچ مهم نیست گور بابای صدا......فدای سر ندا......

 اگه از حرفام سر دز نیاوردین خیلی ناراحت نشین...خودمم نمیدونم چی گفتم.....

نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/٩ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ توسط خاکی نظرات () |

Design By : Mihantheme

بدون سانسور| کدهای موزیک