اسمائیل و نبر من و ببر

اقا شنیدیم یه سری از انسانهای خدا دوست امروز توی خانه یی که خانه خدا مینامندش مشغول امر ببر ببرن....

ببر ببر یعنی گوسفند بریدن......

حالا حکمتش چیه که ما که نه سر پیازیم نه ته پیاز با اونا همروز نیستیم جزو اسراریه که خدا هم از توضیحش عاجزه....

مثلا الان مکه....عید قربانه...چون راه دوره تا فردا طول میکشه برسه به ما......نه اینکه پیاده میاد....

بعدش نه اینجا همه چیز مسخره اس ما هم تمام دنیا رو ول میکنیم این عید و برای فردا بهتون تبریک میگیم

خبرش و دارین که یه بابایی بعد سی سال بر میگرده پیش پسرش بهش میگه عزیزم درسته سالهاس ندیدمت اما الان اومدم سرتو در راه خدا ببرم....بچه که این مدت منتظر پدر بوده می پذیره و میرن قربانگاه.....

هی بابا میاد ببره هی چاقو کنده تا یهو یه گوسفنده مع مع کنان به سمت بابا میگه:ابراهیم اسمائیل و نبر ..من و ببر.....

 

و جبرئیل نامی میاد و میگه خدا داشته امتحانت میکرده

از اصل داستان که دور نشیم عزیزان ابراهیم خلیل الله از پیامبران مورد علاقه منه و من بعد از خدای بزرگوارم ایشون و حضرت عیسی رو در یه سطح دوست دارم و یکتا پرستی رو بعد حضرت زرتشت منحصرا در ایشون میبینم.....

دوستش دارم چون با معیارام برای پیغمبری هماهنگه و اگه برخلاف همه ی روزای خدا دارم یه روزی رو بهتون تبریک میگم چون برای ایشون خیلی احترام قائلم.......

حضرت ابراهیم.....ابی جان.....مارو برای بهتر شدن و شکستن بتهای دوروبرمون که جلوی دیدن پروردگار عالم و میگیرن همراهی کن......

/ 96 نظر / 63 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باران

در مورد آخوندا که صددرصد حق با شماست! در مورد تاریخ عربام تا وقتی قرآن کریم خدای خوبم هست بمیرمممممممممممم نمیرم تاریخ طبری بخونممممممم (محض اطلاع) [عصبانی] در مورد دین: هرگز دین رو با مردم نسنج! مردمو با دین بسنج! (حالا برو عمیق فک کن میفهمی چی گفتم) و دیگه اینکه چیزی که واضحه اسلام کاملترین دینه واسه عمل کردن... و دیگه دیگه اینکه من سوالی نپرسیده بودم که بخوام جوابشو بگیرم! و... آهان در مورد اون موضوعی هم که گفتی دین یه مسئله شخصیه مث ناموس! (یه جورایی باهات هم عقیده ام) چون حالم از آدمایی که راجع به مذهب و دین آدم فضولی میکنن جدددا بدم میاد...

آخرین اثر

برای این پست یه کف مرتب طلبت...خیلی قشنگ نوشتی اما یه پیامی برای من اومد بد نیست برات تعریف کنم جدیدا معلوم شده یه عده از همشهریای ما هم وقتی ابراهیم داشته سر اسماعیلو می بریده اونجا بودن و وقتی میبینن چاقو گلوی اسماعیلو نمیبره با هم فریاد می زننن فرو کن تو شکمش فرو کن تو شکمش که کار قربانی کردن نیمه کاره نمونه... اما دیگه گوسفنده به موقع میرسه وگرنه خودشون کارو تموم می کردن

خنده در برف

دمت گرررررررررررررررم.... به نکات ریزه درشتی اشاره کردی...

tirdad

یه روز آدمها بت میپرستیدن ولی نمیدونم چی شده که الان بتها آدم میپرستند؟!

مهرداد

در مورد این پستت نمیدونم چی بگم... دیگه حوصلت رو ندارم!!!![چشمک] سعی کن کمتر دینت رو تحمیل کنی...و کمتر تبلیغ دین کنی... دینی که خودت هیچی ازش نمیدونی!!!!!!!!!!!!!!!!!! یا اگر هم بدونی از بقیه دین ها چیزی نمیدونی... کسی هم که اطلاعاتش در مورد هر دینی کامل نباشه و یا نیست بهتره قضاوت نکنه و حرفی نزنه!!!!

مهرداد

راستی دین رو با مردمش نسنج!!! واسه همینه میگم هیچی نمیدونی!!! واسه همینه میگم برو خودت رو اصلاح کن و بفکر تغییر جهان نباش به فکر تغییر خودت باش.... راستی مطالعه میکنی؟ چقدر؟؟!!!!!

فایدیم

خیلی با حال بود....اسمائیل من وببر!!!![گل]

فایدیم

خیلی با حال بود....اسمائیل من وببر!!!![گل]