غم نامه یا سفر نامه؟

ما راه افتادیم ....

از استقلال ارمنستان و کنسرت یانی بگیر تا دیدن هزاران ایرانی در روز استقلال یه کشور دیگه........وعلاقه عجیب ایرانی ها به یانی؟

خلاصه دیدن یروان و مردم نسبتا فقیر و بسیار شاد و درستکارشون/هی دل غافل/جاده های اسفالت نشده و خطرناک ....اما امان از شادی..........

چیزی که این دوروبرا نیست که نیست.............

یه چیز جالب هم اینکه ارمنستانی ها اعتقاد دارن که ایران ازشون جدا شده......

درسته خنده داره اما فکر کنین اگه اون بدبختا هم به ما چسبیده بودن چه حالی داشتن؟

از هجوم مردای خارج دوستمون که عین مور وملخ توی دیسکوها و خانه های.......تفلیس و باتومی وول میخوردن بگذریم مردم این کشور چقدر مهربون و دوستداشتنی هستند

میدونم که مهربونیشون برای اینه که هنوز ذات ما ایرانی ها رو نشناختن وختی دستشون بیاد عین مردم بانکوک و ترکیه .......میندازنمون بیرون......

از گدایی و بد ذاتی مردم گدا صفت ترکیه که برای توالت رفتن بس که چاپیدنم بگم که اخرش به توالت شورش گفتم کشور شما فقط به درد ش.....میخوره

میدونی یادشون رفته که که با پول ما ایرانی ها به اینجا رسیدن.......عین ارمنستان و گرجستان که تا چند سال دیگه هم به ذاتمون پی میبرن هم دیگه راهمون نمیدن.....

گرجستان خیلی زیباست و مردمش مسیحی ان......شاید ندونین منظورم از بهشت این کشوره......چون مردمش اگه بمیرن لازم ندارن برن بهشت......

خلاصه عین اروپاست........البته اروم......خیلی اروم

نه صدای بوق.....نه صدای داد.....نه فریاد...نه یه ادم عصبانی......نه اعتراضی به حکومت نه زندان سیاسی

چیزی که من دیدم ارامش بود و ارامش...........

عشق هم زیاد بود

از چیزی که بدم اومد مردای کشورم بود که طلوع خورشید رو توی بندر باتومی بین دریای سیاه ندیدن چون تا ظهر خواب بودن اخه شب ها تا صبح بیدار بودن.........حتی ماهیگیرای کنار بندر رو هم ندیدن......

زیاد از گرجستان تعریف کردم.....کاش اجدادم موقع جدا شدن گرجستان از ایران از ایران جدا میشدن

کاش منم قاطی عهدنامه گلستان یا چه میدونم ترکمنچای از ایران میرفتم/اخرش نفهمیدم تو کدوم عهدنامه چی رو باختیم/

پی اس:تا قسمت بعدیش صبر کنین ادامشو مینویسم....عکس هم اگه مگا بایتشو عوض کنم میزارم

پی اس:از ادمایی که میرن کشورای دیگه و فقط زنهای اون کشور رو میبینن متنفرم......

پی اس:سرما خوردگیم بدتر شده .......مهمونمون نرفته و باشگاه و مدرسه ......

اقا وقت سر خاروندن ندارم.............میدونین تازه فهمیدم که شما وختی میگین وقت ندارین یعنی چه؟

 

 

 

/ 42 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
میکروب

اینو مطمینم... که دوباره راه... می افتی رفیق.. شدید دمت گرم...

سلمان جلالی

درود خاکی عزیز ما که عذر خواهی کردیم واسه نبودن.پس چرا سری به نمیزنی به دللکده ما. 5سال است که کارهای پاسپورتم درست نمی شود و تا درست شود در اولین سفر به ارمنستان خواهم رفت. خوشحالم که بهت خوش گذشته. سبز باشی

میلاد

سلام عزیزم خوبی؟ من میلادم مدیر وب wretchboy.blogfa یادته گفتم دیگه نمیام؟ حالا اومدم البته وبمو عوض کردم ولی ببخشید اینجا نمیتونم پیوندامو بزارم واسم مسئولیت داره – ولی نظر بده خوشحال میشم جوابتو هم میدم راستش نمیتونم ازت دل بکنم..... فقط نظر خصوصی نزاری هاااااااان راستی خواستی پروفایله جدیدمو هم بخون منتظرتم

الهه بیقرار

ای مــتــرســـــــــــک آنقدر دستهایت را باز نــــــــــــکــــــــــن کسی تو را در آغوش نمیگیرد ، ایــســتــادگــی هــمــیــشــه تــنــهــایــی مــیــاورد حسرتی نو ... [گل]

الهه بیقرار

باز در چهره خاموش خيال خنده زد چشم گناه آموزت باز من ماندم و در غربت دل حسرت بوسه هستي سوزت باز من ماندم و يك مشت هوس باز من ماندم و يك مشت اميد ياد آن پرتو سوزنده عشق كه ز چشمت به دل من تابيد باز در خلوت من دست خيال صورت شاد ترا نقش نمود بر لبانت هوس مستي ريخت در نگاهت عطش توفان بود ياد آنشب كه ترا ديدم و گفت دل من با دلت افسانه عشق چشم من ديد در آن چشم سياه نگهي تشنه و ديوانه عشق ياد آن بوسه كه هنگام وداع بر لبم شعله حسرت افروخت ياد آن خنده بيرنگ و خموش كه سراپاي وجودم را سوخت رفتي و در دل من ماند بجاي عشقي آلوده به نوميدي و درد نگهي گمشده در پرده اشك حسرتي يخ زده در خنده سرد آه اگر باز بسويم آئي ديگر از كف ندهم آسانت ترسم اين شعله سوزنده عشق آخر آتش فكند برجانت

وحید

ممنونم که بهم سر زدی و نظر دادی امیدوارم که خدا هر چه میخواهی بهت بده در ضمن من نیاز به چنین دوستان باوفایی مثل شما که بتونم بهشون بگم سلام رفیق نیاز دارم

ازاده

خوبه حداقل نمردم دیدم یکی ارامش رو پیدا کرد .... حالا که خودت رو پیدا کردی ... چه جوری بودی ؟؟؟

بلوط

اگه اين همه خوبي بوده كه شما ديديد پس خوش به حال اون همه آدم ..... بهشون مي گفتي ،‌مهم نيست ما ازشما يا شما ازما جداشدي مهم اينه كه شما ديگه با ما نيستي .... هميشه خوش باشيد وپراز آرامش ....دوست عزيز

هالو هفت شنبه

بابا این رو که شصت بار خوندیم !

ننه وراج

شرمنده از دیرکردنم .[خجالت].من هم گرفتار مدارس بودم ...ولی چه خوب که بهت خوش گذشته...همیشه خوش باشی ننه[ماچ]